اندکی صبر سحر نزدیک است
بهترین چیز رسیدن به نگاهیست که از حادثه ی عشق تر است
صدای ساز ِ من امشب سراغ یار میگیرد ديگران را هرآن طور كه هستند بپذير. ديل كارنگي اشک من غلتید از چشمانم جاری شد و بر خاک لغزید ، ... زمین آن را بلعید و در جان گلی دمید .... گل به زندگی سلام کرد و سلام گل به خداوند رسید خداوند باران مهرش را بر سر من بارید و باران مرا خیس کرد تا بگوید اشک تو چقدر قدرت دارد و قدرت تو در مقابل قدرت خداوند ناچیز است وقتی تو نیستی زخم های من دهان گشوده اند خدایا ، چقدر حرف زدن با تو خوب است !!! چه ساکت و صبور به درد دل من گوش میدهی چه ساده اشاره میکنی پیش تر بیایم و اندوه و رنج هزاران سال تنهایی ام را با تو بگویم وقتی به رشته های نقره ای باران آویزان میشوم تا خودم را به آسمان هفتم تو برسانم مرا به فرشتگان نشان میدهی و میگویی این است تفاوت آدمیان با شما! خدایا چقدر حرف زدن با تو زیباست چگونه گردو خاک را از سرو روی کلماتم پاک کنم تا لایق تو شوند ؟ کجا و در چه زاویه ای بنشینم تا گناهان فراوانم را نبینی ؟ چه دسته گلی برایت بیاورم تا بوی آن بهشتیان را مست کند؟ با چه رویی چمدان فرسوده ام را بگشایم و تحفه های ناقابلم را تقدیمت کنم ؟ خدایا تو مرا بهتر از خود میشناسی و نشانی تک تک سلولهای تاریکم را میدانی ، تو مرا بیشتر از خودم دوست داری هر بار که میخواهم با تو گفتگو کنم اولین حرف را تو برزبانم میگذاری هر روز صبح تویی که مهربانانه از کوچه ما میگذری و استکانم را پر از خورشید میکنی خدایا ، مرا ببخش که دهانم بوی عشق نمیدهد ، مرا ببخش که هنوز بند کفش هایم را نبسته ام و نردبام شکسته ام را تعمیر نکرده ام ، مرا ببخش که مشق هایم را ننوشته ام و روز و شب را گم کرده ام ، مرا ببخش که نان تو را میخورم و نام تو را فراموش میکنم ، مرا ببخش که برای یک بار هم که شده تو را نبوسیده ام خدایا کاش امروز آنقدر صدایت میزدم تا بالاخره تو را میدیدم ، کاش از کنار تو تکان نمیخوردم کاش دل به شیطان نمیسپردم کاش هزاران سال قبل پیش از آنکه زنده شوم در میان دستان گرم و نورانی تو می مردم بابت زحمتی که امروز واسه وصل شدن خط من کشیدید هم ممنون ... بعدازظهر وصل شد وکلی دعاتون کردم راستی ... در مورد نظر گذاشتن هم باید بگم آخر هر پست توی قسمت نظرت چیه ؟ میتونید نظر بدید البته اگر قبلا کسی واسه اون پست نظر گذاشته باشه نوشته میشه ... رز سفید و با کلیک روی این دو کلمه یعنی " نظرت چیه ؟" و "... رزسفید " میتونید نظر بدید سلام جالبه که الان کنار دستم ایستادی ولی بازم دارم واست آپ میکنم ... رفاقتو داریییییییییی؟؟؟؟؟؟؟؟؟ از بابت انتقاد ت ممنون ... واقعا سازنده بود ولی خوبه در جوابت بگم : بعضی از خاطرات را آپ میکنم چون نمیخوام وبلاگ حالت یک نواخت به خودش بگیره ولی چشم ... هرچه تو خواهی همان میکنم قول میدم دیگه خاطراتی که با بقیه بر و بچ دارم را آپ نکنم اینم واسه شما: چون غروب خیلی قشنگه در اینکه مرجان خانم یک پا قهرمان تشریف دارند هیچ شکی نیست مژگان هم که جای خود داره خوده من حالا حالا ها باید دوندگی بکنم تا به پای شما دو تا برسم (آخه دیگه چقدر خالی ببندم زیبا ترین حکمت دوستی به یاد هم بودن است نه در کنار هم بودن. ********** در زمین عشقی نیست که زمینت نزند، آسمان را دریاب! غرق در بغضم اندیشه ی زرد فصل خزان ********** روزی از خویشتن پرسیدم ؛ فاصله ها را باید شکست ************ من - نیمه شبی تاریک در قبرستان خویشتن پروردگارا .... اندوه و شادی همواره دوشادوش هم سفر کنند و در آن هنگام که یکی بر سفره ی شما نشسته است ، دیگری در رختخوابتان آرمیده باشد.شما پیوسته چون ترازویید بی تکلیف در میانه اندوه و شادی (جبران خلیل جبران ) **** دوست من ! من و تو در زندگی غریب هستیم و با یکدیگر غریب خواهیم ماند. هر یک نیز با خود غریبیم تا آن روز که تو سخن بگویی و من گوش فرا دهم اما من می پندارم صدای تو ، صدای من است و روبرویت می ایستم گویی در برابر آینه ای ایستاده ام! (جبران خلیل جبران ) ********* زندگی جدولی است که هر کس در صدد حل ان براید جایزه اش مرگ است دکتر شریعتی انسان ها را به چهار گروه زیر دسته بندی کرده است دسته اول ******************* دسته دوم ******************* فردا امتحان میکرو داریم و منم مثلا میخوام درس بخونم (از صبح خروس خوان اس ام اس میفرستیم ... اس ام اس میگیریم... وبلاگ آپ میکنیم ... آهنگ گوش میدیم .... ولی خدائیش حس درس خوندن نیست از محبوبه بخاطر حمایتهاش بینهایت ممنونم اگر چه نزد شما تشنه ی سخن بودم سلام قدم رنجه کردید... پا به وبلاگ ما گذاشتید ... چشم ما روشن مرسی که اومدی و ممنون که نظر دادی فلسفه ی جالبی بود فکرمیکنم بتونیم ۱ دوست را هم بهش اضافه کنیم علیکم السلام تنبل ... انشالله با اجازه بزرگترها از هفته دیگه میخوام تهنا برم آخه اونجوری بیشتر حال میده مثبت ترین و بهترین حرفی که این مدت شنیدم از فتانه بود که بهم گفت بابااااااااااااااااااااااا انرژی وقتی از کوه اومدیم پائین تازه فهمیدم که : از اینجا که من ایستادم چقدر تا آسمون راهه!!! ) ************ تو را از خاطرم برده تب ِ تلخ ِ فراموشي دارم خو ميكنم با اين ، فراموشي و خاموشي چرا چشم ِدلم كوره ، عصاي رفتنم سسته كدوم موج پريشوني ، تو را از ذهن من شسته ؟ خدايييييييييييااااااااا فاصله تا من ، خودت گفتي كه كوتاهه از اينجا كه من ايستادم ، چقدر تا آسمون راهه من از تكرار بيزارم از اين لبخنده پژمرده ازاين احساس ياسي كه تو را از خاطرم برده به تاريكي گرفتارم شبم گم كرده مهتابم بگير از چشماي كورم عذابه كهنه ي خوابم چرا گريه ام نميگيره مگه قلب ِ من از سنگه خدايا من كجا ميرم كجاي جاده دلتنگه ؟ ميخوام عاشق بشم اما، تب دنيا نميزاره سره راه بهشت ِ من درخت سيب ميكاره سلام خدمت تمامی برو بچ تنبل که اسم خودشون را گذاشتند رفیق سفر... امروز جاتون واقعا خالی بود ... راستش اول نمیخواستم برم گفتم خوب نیست آدم تک روی کنه ولی دیدم هم خیلی احتیاج دارم هم شما اهل کوه و تفریح نیستید ... دو هفته پیش یکی از همکارام بهم گفت هرموقع خواستی بری کوه به منم بگو و دیشب درد مجبوری و واسه پر کردن تنهایی بهش گفتم و اونم از خدا خواسته قبول کرد ... البته بنده خدا خیلی اذیت شد آخه این کاره نبود ولی خیلی قپی میومد (از ارتفاع میترسید و جایی که ما رفتیم آخرشششششششششش بود ) کیفش را ازش گرفتم که خسته نشه (هم کیف خودم را داشتم و هم کیف اون خلاصه رفتیممممممممممممممممممممممممممممم و جاتووووووووووووووووون خالی که چه منظره هایی دیدیم تا قله رفتیم و به جایی رسیدیم که دیگه بالا تر از اون فقط خدا بود (باورتون میشه بچه ها ـ اون بالا ابرا را خیلی راحت میشد دید . خلاصه خیلی رک وصریح میتونم بگم بزرگترین اشتباه زندگیتون این بود که امروز نیومدید و این همه انرژی را از دست دادید... ممنون از کامنتت...زیبا بود از کسی که دوستش داری ساده دست نکش شاید دیگه هیچ کسی رو مثل اون دوست نداشته باشی واز کسی هم که دوستت داره بی تفاوت عبور نکن چون شاید هیچ وقت هیچ کس تورو مثل اون دوستت نداشته باشه من خدا را دارم.... مادرش گفت: عشق یعنی رنج پینه و زخم و تاول کف دست پدرش گفت: بچه ساکت باش بی ادب! این به تو نیامده است رهروی گفت: کوچه ای بن بست سالکی گفت: راه پر خم و پیچ در کلاس سخن معلم گفت:عین و شین است و قاف، دیگر هیچ تاجری گفت: عشق کیلو چند؟ مفلسی گفت: عشق پر کردن شکم خالی زن و فرزند شاعری گفت: یک کمی احساس مثل احساس گل به پروانه عاشقی گفت: خانمان سوز است بار سنگین عشق بر شانه شیخ گفتا:گناه بی بخشش واعظی گفت: واژه بی معناست زاهدی گفت: طوق شیطان است محتسب گفت: منکر عظما ست قاضی شهر عشق را فرمودحد هشتاد تازیانه به پشت جاهلی گفت: عشق را عشق است پهلوان گفت: جنگ آهن و مشت رهگذر گفت: طبل تو خالی است یعنی آهنگ آن ز دور خوش است دیگری گفت: از آن بپرهیزید یعنی از دور کن بر آتش دست روانشناسان ميگويند علاقمندي به رنگها ويژگي هاي شخصيتي افراد را تا حد زيادي آشکار مي کند. برخي اعتقادي به اين شخصيت شناسيها ندارند و بعضي بسيار برايشان مهم است راجع به ان بدانند. هرگروه از کارشناسان درباره بخشي از خواص افراد متناسب با علاقمنديهايشان به رنگها نظ داده اند از اين رو هيچ يک از مجموعه نظرات مطلق و قطعي نيستند. شما به کدام رنگ علاقه داريد؟ ويژگي هاي شخصيتي خود را از لابلاي اين جملات بيابيد: اين رنگ مظهر شدت و زياده روي است که گاهي در جهت مخالف آن است. قرمز رنگ عشق و تنفر و فداكاري و خشونت و خون و آتش. كسي كه به اين رنگ علاقه دارد هرگز نمي تواند در زندگي بي تفاوت باشد. اين گونه اشخاص تند و سركش و در عين حال فعال و شجاع و کمي عجول هستند. احتمال شكست به خصوص در عشق براي آنها فراوان است. قضاوتهاي عجولانه و ناگهاني در مورد ديگران اغلب سبب از بين رفتن دوستي هايشان مي شود، با آن كه در عشق كاملاً فداكارند اما اگر روزي حوادث بر وفق مراد نباشد بدون تفكر و جويا شدن علت مي جنگند. دو عيب بزرگ خودپرستي و عدم كنترل، در نفس آنهاست و دو صفت ممتازشان خوش قلبي و حس بزرگ طلبي است. به طور كلي دوستداران رنگ قرمز داراي خصوصيات متضادي هستند. صورتي: مورد علاقه ديگران رنگ صورتي درواقع همان قرمز است كه كمرنگ شده باشد. اگر به اين رنگ علاقه داريد تمام صفات رنگ قرمز را كمي ملايمتر دارا مي باشيد، با گذشت هستيد و در عشق، تندي نشان نمي دهيد. ديگران را خوب درك مي كنيد و با اطرافيان خود با ملايمت و لطف رفتار مي كنيد و به دليل نشاط و شادابي تان مورد علاقه اطرافيان خود هستيد. آنهايي كه به اين رنگ علاقه دارند اغلب شكستها، خشونتها و دشواري هاي زندگي را تحمل كرده اند و با مشكلات فراوان مواجه شده اند. آبي: نظم، پشتكار، تنهايي رنگ آبي از رنگهايي است كه طرفداران زيادي دارد. اگر به اين رنگ علاقه داريد، كاملاً مي توانيد احساسات و هيجانات خود را كنتر ل كنيد. ظاهر آرام شما ديگران را وادار مي كند كه به شما احترام بگذارند و دوست داريد پيوسته مورد احترام و ستايش ديگران قرار بگيريد. در خريد و پوشش لباس قناعت مي كنيد و به علت شرم و حيا و گاه غروري كه داريد ميل داريد اغلب تنها باشيد. حماقت و عدم فهم ديگران شما را كسل مي كند و كساني كه از نظر هوش و فهم بر شما برتري دارند شما را ناراحت مي كنند. كارهاي خود را از روي نظم و ترتيب و بر پايه قواعد معيني انجام مي دهيد. يكي از صفات مشخص شما پشتكار شماست. ارغواني: رنگ عارفها و روانگران رنگ اسرارآميز و باشکوهي است. دوستداران اين رنگ پيوسته مجذوب زيبايي ها و ظرافتها مي شوند و مغرور و اجتماعي هستند. معاشرت با اين دسته لذتبخش است که امور معنوي بيشتر مي پردازند. ارغواني رنگ مورد پسند عرفا نيز هست! قهوه اي: قابل اعتماد اگر رنگ قهوه اي را دوست داريد كاملاً مي توان روي شما حساب باز كرد. باثبات و مقدس، شاعرپيشه وكمي فيلسوف مآب هستيد. به ندرت تغيير عقيده مي دهيد و با آن كه كمتر تصميم مي گيريد اما هر بار كه تصميمي بگيريد آن را به مورد با اطرافيان خود رفتار خشونت آميزي در پيش مي گيريد. در عشق هرگز بدبين و تند نيستيد. خاكستري: احساس بي نيازي اين رنگ مظهر چشم پوشي از خوشي هاي دنياست. كساني كه به اين رنگ علاقه دارند اغلب در زندگي احساس رضايت مي كنند، خاكستري رنگ عقلا است روابط شما با ديگران بر پايه ي اصول و قرارداد است. شما كاملاً در نگهداري پول و اسرار ديگران قابل اعتماد هستيد. ميل داريد پيوسته در عالم خودتان باشيد و گاهي اوقات مي كنند. سبز: كنجكاوي رنگ سبز طبيعت وتازگي است. اگر به اين رنگ علاقه داريد زندگي با شما آسان است. نقطه اشتراك فراواني با افراد دوست نداريد كه در زندگيتان حوادثي به وقوع پيوندد اما كنجكاوانه به ماجراهاي زندگي ديگران توجه داريد. فيروزه اي: اسرارآميز و پند ناپذير دوستداران اين رنگ اسرارآميزند و احساساتي و كارهاي شخصي خود را به خوبي اداره مي كنند. پشتكار دارند و باثباتند و به نصايح ديگران در مورد كارهاي خود كمتر توجه دارند. فيروزه اي معمولا رنگ مورد علاقه ي خانمها است. سياه: خوش ذوقي و ظرافت طبع اين رنگ برخلاف عقيده ي همگان رنگ نوميدي و عزا نيست بلكه نشانه خوش ذوقي و ظرافت طبع است. اگر از دوستداران اين رنگ هستيد مسلماً به شخصيت اطرافيان خود احترام مي گذاريد و براي آن كه ديگران را با ارزش و برجسته نشان دهيد از هيچگونه كمكي به آنها دريغ نمي كنيد و هرگز خود را به ديگران تحميل نمي نماييد همچنين عقايد و نظريات ديگران را به آساني مي پذيريد. يک نکته ي رنگي : توجه و علاقه شما به رنگها در طي زمان تغيير مي كند به دليل آن كه خصوصيات اخلاقيتان نيز در ساليان دراز تغيير خواهد كرد. اما اگر در مورد رنگي ناگهان عقيده خود را عوض كنيد به علت ضعف شما و يا به علت نيازتان به تغيير محيط است. تنها و تنها و تنها در تنهايي درون، به غربت خويش انديشيده ام بارها و بارها و بارها از مسيري كه همه تكرار بود، گذشته ام آرميدن در زير سايه رها شدن در بي انتها سكوت و سكوت و سكوت اين بود آنچه همواره خواسته ام. قلمت را بردار بنویس از همه خوبی ها زندگی ، عشق و امید و هر آن چیز که بر روی زمین زیباست بنویس از دل یک عاشق بی تاب وصال از تمنا بنویس از دل کوچک یک غنچه که وقت است دگر باز شود از غروبی بنویس که چو یاقوت و شقایق سرخ است بنویس از لبخند از نگاهی بنویس که پر از عشق به هر جای جهان می نگرد قلمت را بردار روی کاغذ بنویس زندگی با همه تلخی ها ، شیرین است ********** آواز عاشقانه ی ما در گلو شکست
ای جاده های گمشده در مه !
ای روزهای سخت ادامه !
از پشت لحظه ها به در آیید !
ای روز آفتابی !
ای مثل چشم های خدا آبی !
ای روز آمدن !
ای مثل روز ، آمدنت روشن !
این روزها که می گذرد ، هر روز
در انتظار آمدنت هستم !
اما
با من بگو که آیا ، من نیز
در روزگار آمدنت هستم ؟
وقتي هدفمان را ازدست مي دهيم مجبور هستيم سعي خود راچندبرابركنيم. تواين
پرسشگري حس كودكانه ايي است كه تا پايان زندگي بايد همراهش داشت . ارد بزرگ
خوشبختي وجود ندارد و ما خوشبخت نيستيم، اما مي توانيم اين حق را به خود دهيم كه در آرزوي آن باشيم. آنتوان چخوف
خوشبختي تنها در علم نيست ، بلكه در طريقه استفاده از آن است. اوگاريو
تجربه ميوه اي است كه آن را نمي چينند مگر پس از گنديدن. ارسطو
عظمت نصيب كساني مي شود كه دراشتياق رسيدن به هدف هاي عالي مي سوزند. هيل
هر آنكه خردمندتر است اهريمن بيشتر به او حمله مي كند . در ميدان جنگ و آورد او هزاران فتنه و افسون كشته شده را خواهي ديد . ارد بزرگ
اگر بدنبال موفقيت نرويد خودش به دنبال شما نخواهد آمد. مارواكلينز
اگر ندانيد به كجا مي رويد، چگونه توقع داريد به آن جا برسيد؟ باسيل اس. والش
بهترين چيزها زماني رخ مي دهد كه انتظارش را نداري. ماركز
احساس شور و هيجان را در خود تقويت كنيد تا هر مشكلي را بصورت فرصتي در نظر آوريد و زندگي خود را با ضرب آهنگي سريعتر پيش ببريد. آنتوني رابينز
به آرزوهايي خويش ايمان بياوريد و آنگونه نسبت به آنها بانديشيد كه گويي بزودي رخ مي دهند . ارد بزرگ
هرگز وقتت راباكسي كه حاضر نيست وقتش را باتو بگذراند ، نگذران. ماركز
انسان بيش از آنكه بتواند بگويد ، بايد ببيند. تورو
براي رسيدن به كاميابي نبايد از شكست هاي پيشين خيلي ساده بگذريد ، شناخت موشكافانه آنها ، پيشرفت شما را در پي خواهد داشت . ارد بزرگ
اگر پيوسته بگوئيد اتفاقات بدي خواهد افتاد ، شانس پيشگو شدن را پيدا مي كنيد. سينكو
اگر ياد بگيريد كه به مشكلات بخنديد، هميشه چيزي براي خنديدن داريد. كارول
كسي كه عاشق خود و سرنوشت خويش نيست هيچ كاري از او بعيد نيست . ارد بزرگ
مال و مكنتي ندارم ، تنها سرمايه من روح شاد من است. هنري ميلر
آنچه مردم رادانشمند مي كند،مطالبي نيست كه مي خوانندبلكه چيزهايي است كه ياد مي گيرند. فرانسيس بيكن
با گذشت ، شما چيزي را از دست نمي دهيد بلكه بدست مي آوريد . ارد بزرگ
آنكه مي تواند ، انجام مي دهد،آنكه نمي تواند انتقاد مي كند. برنادشاو
مديري كه تنها به سود مي انديشد، مانند تنيس بازي است كه به جاي توپ ، چشم بر تابلو امتيازها دوخته است. ايچك آديزس
يك زندگي مطالعه نشده ،ارزش زيستن ندارد . سقراط
هميشه بين خود و همسرت بازه اي را نگاهدار تا به خواري گرفتار نشوي . ارد بزرگ
كسي كه داراي عزمي راسخ است ،جهان را مطابق ميل خويش عوض مي كند. گوته
نه هست های ما
چونانکه بایدند
نه باید ها ...
مثل همیشه آخر حرفم
و حرف آخرم را
با بغض می خورم
عمری است
لبخندهای لاغر خود را
در دل ذخیره می کنم :
باشد برای روز مبادا !
اما
در صفحه های تقویم
روزی به نام روز مبادا نیست
آن روز هر چه باشد
روزی شبیه دیروز
روزی شبیه فردا
روزی درست مثل همین روزهای ماست
اما کسی چه می داند ؟
شاید
امروز نیز روز مبادا باشد!
وقتی تو نیستی
نه هست های ما
چونانکه بایدند
نه باید ها ...
هر روز بی تو
روز مباداست !
همه ی روزگار پر، از
اندوه بود
... مرا
قطره قطره دریاب
در این خانه
جای سخن نیست
زبان بستم
عمری گذشت
مرا از این خانه
به باغ ببر
سرنوشت من
به بدگمانی
به خوناب دل
خاموشی لب
اشک های من بسته
بر صورت من است
هیچکس یورش دل را
در خانه ندید ![]()
![]()
![]()
تو خود خود غروبی
چی بگم قحطی واژست
هر چی هستی خیلی خوبی
بسه ... قبول کنید
خودمونیما ولی خواننده باید عاقل باشه
)
پاییز را دوست دارم چون غروبش نزدیک است. دوستش دارم چون فقط تا اذان سرو پا بر جا می ایستد.
چون بی دروغ به انتظار بهار میینشیند.
غرقه در بغض های ناشکسته
ماتمی که از تلالوء شب لبریزاست
ماتمی که پیوندی آن را گسسته
ناله ای نیست و سر انجامی زاین پیکار
چون پنیری ماندم در حصار یک منقار
آه،عجب سرد است این پوستین چرکین
سرد تر از انجماد روزهای تیر
می جنگم با زمانه و ناجح تر از همه
اما غربت صحن ایشان چه زود کرده مرا پیر!
جوانه های سبز فصل تازه بهارم را ریخت
آخر چرا !!؟
این عدل، منصفانه نیست
که بهار ...
کوتاه ترین فصل زندگی من باشد
هیاهویی در دل اگر ندارم
از بی رونقی نیست
از آنست که رویایی در سر ندارم
تنهایی بشکست رویای نا تمام مرا
از خود چه می خواهی ؟
کمی در خود فرو رفت و سپس گفت :
نمی دانم ،
اینکه می خواهم آرزوست ،
رویاست ،
یا کابوس است !؟
از دنیا آرامش خواستم ؛
لایق ندانست ...
از خدا مرگ عین توانایی خواستم ؛
گمان نمیکنم بدهد ...
ا زخویشتن صبوری خواستم ؛
زمان را به من نشان داد.
***********
احساست را به چشمانت بسپار
زیرا کلمات توان بیان احساست را ندارند
زمزمه ی عشق را از پس باد می شنوی ؟
او نیز صدای عشق را می شناسد !!!
فاصله ها را باید جستجو کرد
احساست را بیان کن و ابایی نداشته باش
عشق را همه جا می توان یافت
حتی در فوران نفرت
حتی در میان کلمات
تنها نیازش ، درکش است
فاصله ها را تا رسیدن باید پیمود
گاهی عشق را باید ساخت
چون جاده ای دو طرفه
همیشه باید گذشت
از کینه ، از نفرت ، از سستی
تا جاده را ساخت
گاهی باید ...
تنها بمانی ، تنها بسازی ، تنها جستجو کنی ، تنها بشکنی
فاصله ها را باید نوشت
چون احساس تلخ تنهایی من
تو - طلوعی زیبا در اقیانوسی آرام
من - جعبه ای از باروت ، پر
تو - گلدانی از زنبق ، زیبا
من - نیمه راهی گمگشته
تو - میانبری عاشق
من - همیشه در راه
تو - همیشه منتظر
من - عاشقی خسته جان
تو - صدایی آرام بخش
من - تکه یخی سرگردان
تو - دریایی بیکران
من - گنه داری بی پایان
تو - گنه بخشی بلاعوض
من - بنده ی حقیر و پست تو
تو - خدایی بخشنده و دوستدار من
من - گدایی همیشه طلبکار
تو - نعمت داری همیشه بدهکار
من - انسانی بی نسب
تو - پروردگاری تنها
************
چند شبی است گریه دارم
خجالت دارم از خویشتن
غرورم خنده دارد از من
از گریه داشتنم خنده دارد
دلم تنگ است...
پروردگارا ....
دلم تنگ است
سخت سراغت را می گیرد
پر اندوه شده است و شکننده
گریه می کند ....
چون کودکی چند ساله
بهانه ی تو را می گیرد
پروردگارا ....
می خوانمت با تمامی احساسم
تو را قسم به ماه خودت
صدایم را پاسخ گو
دلم سخت گرفته است و نیازش تویی
آنانی که وقتی هستند هستند ، وقتی که نیستند هم نیستند.
عمده آدمها حضورشان مبتنی به فیزیک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آنهاست که قابل فهم میشوند. بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند.
آنانی که وقتی هستند نیستند ، وقتی که نیستند هم نیستند.
مردگانی متحرک در جهان. خود فروختگانی که هویت شان را به ازای چیزی فانی واگذاشتهاند. بیشخصیتاند و بیاعتبار. هرگز به چشم نمیآیند. مرده و زندهشان یکی است.
دسته سوم
آنانی که وقتی هستند هستند ، وقتی که نیستند هم هستند.
آدمهای معتبر و با شخصیت. کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثیرشان را میگذارند. کسانی که همواره به خاطر ما میمانند. دوستشان داریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم.
*******************
دسته چهارم
آنانی که وقتی هستند نیستند ، وقتی که نیستند هستند.
شگفتانگیزترین آدمها در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوهاند که ما نمیتوانیم حضورشان را دریابیم، اما وقتی که از پیش ما میروند نرم نرم آهسته آهسته درک میکنیم. باز میشناسیم. میفهمیم که آنان چه بودند. چه میگفتند و چه میخواستند. ما همیشه عاشق این آدمها هستیم. هزار حرف داریم برایشان. اما وقتی در برابرشان قرار میگیریم قفل بر زبانمان میزنند. اختیار از ما سلب میشود. سکوت میکنیم و غرقه در حضور آنان مست میشویم و درست در زمانی که میروند یادمان میآید که چه حرفها داشتیم و نگفتیم. شاید تعداد اینها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد.
)
) الان باید آماده بشم واسه رفتن به دانشگاه ولی از جایی که اصلا حال و حوصله ندارم پس با محبوبه تصمیم کبری گرفتیم که امروز دانشگاه نریم البته نقشه ی این جنایت روزه پنجشنبه کشیده شده بود و دیشب قطعی شد...![]()
کسی که حرف دلش را نگفت من بودم
دلم برای خودم تنگ می شود آری
همیشه بی خبر از حال خویشتن بودم
نشد جواب بگیرم سلام هایم را
هر آنچه شیفته تر از پی شدن بودم
چگونه شرح دهم عمق خستگی ها را ؟
اشاره ای کنم انگار کوهکن بودم
![]()
![]()
![]()
اگر عمری باشد و حضرت عزرائیل امان دهد من با شما دیگر جهنم هم نخواهم آمد چون مطمئنا در آنجا نیز اینقدر تنبل بازی در میاورید که آتش ها خاموش و آب جوش ها سرد میشوند ...
دیگه کسی بهم نمیگه آروم برو ... صبر کن ما هم بهت برسیم ... با این هیکلت عجب جونی داری
و غیرههههههههه...![]()
![]()
)و هی بهش گفتم تو میتونی یکم دیگه مونده ... تا رسیدم بالا داشت ذوق مرگ میشد از این همه زیبایی
واسه اثبات حرفم هم فیلم گرفتم که فردا توی دانشگاه نشونتون میدم ...)![]()
من خدایی دارم که همین نزدیکی است ...
در امتداد لحظه هایم،هر روز
در سایه هایی قرمز شناور می شوم
می خندم به عشق فنا شده ی زمینی مان...قاه قاه
معنی ِ اشک ...کبودی، درد رامی دانم
بغض سنگین خاطره را، از نزدیک لمس کرده ام
من در این تاریکی،دور از همه...خدا را می خوانم
خدا را که صدا می زنم...همه ی ذره ها آرام می شود...
یک اتاق،اندکی نور،... من خدا را دارم
قرمز: خوش قلب اما خود پرست
حق با سکوت بود، صدا در گلو شکست
دیگر دلم هوای سرودن نمی کند
تنها بهانه ی دل ما در گلو شکست
سربسته ماند بغض گره خورده در دلم
آن گریه های عقده گشا در گلو شکست
ای داد، کس به داغ دل باغ دل نداد
ای وای، های های عزا در گلو شکست
آن روزهای خوب که دیدیم، خواب بود
خوابم پرید و خاطره ها در گلو شکست
"بادا" مباد گشت و "مبادا" به باد رفت
"آیا" ز یاد رفت و "چرا" در گلو شکست
فرصت گذشت و حرف دلم ناتمام ماند
نفرین و آفرین و دعا در گلو شکست


